تبليغاتX
وبلاگ جلال جوادی
کاردرمانگر و مدیر مرکز آموزش و توانبخشی مهدیه همدان

 

در آخرین شماره هفته نامه سلامت (شماره ۱۶۴) مطلبی به قلم آقای دکتر حسین کرمانپور با عنوان " منگول هم یک انسان است با حفوف انسانی " منتشر شده است که بیشتز خطاب به برخی فیلمنامه نویس ها می باشد که در به کار بردن این کلمه و بعضی کلمات مشابه در محاورات درون فیلم دقت بیشتری کنند چون کثرت استفاده غلط از آنها موجب می شود که تبدیل به اصطلاحات رایج و غلط در جامعه شوند.

در بخشی از این مقاله آمده است:"با وجود اصطلاحات جذاب و گویای زبان فارسی در بیان وضعیت های متفاوت سلامتی متاسفانه امروزه عباراتی نیز در این زبان وارد گردیده که گر چه منظور گوینده را می رساند اما کاربرد آن نه تنها به صواب نیست بلکه به خطا نیز هست .

اشاره به مطالب فوق بهانه ای بود تا نویسنده در این کوتاه نوشت اجتماع فهیم ایرانی را از کاربرد یکی از این عبارات که روز به روز در حال مرسوم شدن است برحذر دارد.این اصطلاح نامیمون آنچنان در حال ریشه دواندن است که متاسفانه در محاوره معمول سینما و تلویزیون امروز کشورمان نیز وارد شده است . به طور مثال در یکی از لوکیشن های فیلم سینمائی کلاغ پر دو تن از بازیگران عزیز و محترم با بی توجهی کامل فرد مقابل خود را "منگول" می خوانند کنایه از اینکه آن شخص ابله> نادان و عقب افتاده است.این عزیزان اگر چه تنها بیان کننده دیالوگ مربوطه هستند اما نویسنده محترم فیلمنامه خواسته یا ناخواسته در حال جا انداختن عبارتی خطا در جامعه است. کافی است در نظر داشته باشیم که بیماری منگولیسم هر آینه ممکن است یکی از نزدیک ترین عزیزان ما را در گیر سازد. آن وقت هرگز از به کار بردن عبارت منگول برای توهین به فردی نه تنها استقبال نخواهیم کرد بلکه به شدت با آن برخورد نیز می کنیم."

در ادامه مقاله به توضیحاتی در مورد منگولیسم و علت و علائم آن می پردازذ و از مردم تقاضا می شود که از بکار بردن این کلمه بزای تقابلات کلامی روز مره اجتناب نمایند.

متاسفانه این بی توجهی و سهل انگاری در محاورات صدا و سیما و تلویزیون و حتی روزنامه ها در موارد گوناگون بسیار رایج است به طوریکه فرهنگ کوچه بازاری و استفاده غلط از اصطلاحات را در جامعه رواج می دهد.

 باید از جناب آقای دکتر کرمانپور به خاطر این توجه و تذکر تشکر نمود .

تنها یک نکته را در رابطه با این نوشته یادآور می شوم:

در انتهای مطلب ابراز می شود که : "... کروموزوم شماره ۲۲ در بعضی موارد در بدن مادر نصف نمی شود در نتیجه سلول جنسی ماده تشکیل شده به جای آنکه ۲۳ کروموزوم داشته باشد ۲۴ کروموزوم دارد.این تخمک در لقاح با اسپرم ۲۳ کروموزومی سلول جنین با ۴۷ کروموزوم تشکیل می دهد. همه ی ما به طور طبیعی ۲۳ کروموزوم را از مادر و ۲۳ کروموزوم را از پدر می گیریم تا ۴۶ کروموزومی باشیم اما این کودکان ۲۴ کروموزوم از مادر دریافت می کنند."

 در این رابطه باید گفت هر چند تحقیقات نشان می دهد که در اکثریت بسیار بالائی از موارد جدا نشدن کروموزوم ها در سلول تخمک روی می دهد اما این مسئله صد در صد به این علت نیست و در  درصدی از موارد   کودکان سندرم داون این کروموزوم اضافی را از پدر به ارث می برند.

سندرم داون

-------------------------------------------------------------------------

لینک های زیر در شناخت بهتر سندرم داون مفید می باشد:

رفتار با کودکان سندرم داون

سندرم داون یا منگولیسم

داون سندرم.... چه باید کرد؟ (دکتر اشرف زاده)

وبلاگ فرشته های آسمانی

 وبلاگ کودکان سندرم داون ایرانی

بنیامین کوچولو

 

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

همکار عزیزی به نام "همراه"پرسیده اند:

"آیا به نظر شما،وسایرهمکارانOT،گرایش های جسم وروان کاردرمانی بایدازهم جدا باشن یا نه؟وچرا؟"

هرچند معتقدم بحث در این مورد بهتر است در وبلاگ دوستانم یعنی وبلاگ کاردرمانی مطرح شود اما خیلی مختصر در اینجا نظرم را می گویم.

من کاملا" با نگرش Holistic ( کل نگری) در ارتباط با کاردرمانی موافقم. یعنی اینکه در ارتباط با  مراجعین توجه به یک جنبه از مشکلات فرد به عنوان مثال عدم توانائی  در راه رفتن یا عدم توانائی در برقرار کردن ارتباط اصولی با دیگران بدون توجه به مسائل جسمی - ذهنی -  روحی یا  هیجانی او را غلط می دانم.

برپایه این نگرش معتقدم یک کاردرمان خوب و موثر باید در همهء این جوانب مسلط باشد و آنها را با هم به کار بگیرد. و باز بر پایه این نگرش جداسازی گرایش های ذهن و روان را در مقطع کارشناسی ارشد غیر اصولی و غلط  و به ضرر رشتهء کاردرمانی می دانم .و معتقدم که این امر  تا حدود زیادی موجب از دست رفتن ماهیت واقعی کاردرمانی بخصوص در گرایش جسمی می شود آنگونه که بسیاری از فارغ التحصیلان این گرایش متاسفانه با افتخار احساس "فیزیوتراپ بودن" می کنند! و به خاطر این احساس نمی توانند ارتباطی درست با مراجعین بر قرار کنند و مثلا" شعر خوانی و ارتباطات کلامی و آهنگین با کودک فلج مغزی را هنگام کار با او با "لالائی خواندن مادرش" مقایسه می کنند!

اما یک حسن در این جداسازی وجود دارد و آن احتمالا" قانع نمودن دست اندر کاران به لزوم پذیرفته شدن داوطلبان کاردرمانگردر دو گرایش جداگانه جسم و روان در نتیجه در صد بالاتری از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد است که به خودی خود بسیار ارزشمند است.

کاردرمانی

(خوشحال می شوم که همکاران دیگر هم در این مورد نظر بدهند.) 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بـــــهار آرزو  بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشــیانم کن گذر

تا که گلباران شود  کـــــلبه ویران من

 (شعر از بیژن ترقی-تصنیفی از بنان)

---------

سال نو را به همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 
.لطفا در استفاده از مطالب این وبلاگ منبع آن را ذکر نمائید