|
|
|
|
|
بخش هائی از مصاحبه ی آقای عبدالرضا مصری وزیر محترم رفاه و تامین اجتماعی که خانم پوران محمدی در روزنامه جام جم با ایشان ترتیب داده اند: "...من اصولا به دنبال كارهاي با اثر هستم. يك جايي خواندم احتمالا در چين يا ژاپن بود، مردي 10 سال رفت پيش استادي تا فن كشتن اژدها را از او بياموزد. 10 سال وقت گذاشت، اما پس از آن تا آخر عمرش هر چه گشت، اژدهايي براي كشتن پيدا نكرد. يعني 10 سال از عمرش را بيهوده هدر داد و بقيه را هم همچنين. "...مهر فقر زدن يا جنايتكار زدن يا بيعرضه زدن روي پيشاني مردم چه مشكلي از مشكلات مردم را حل ميكند. اين مهرهايي كه ما ميزنيم كسي اثرات روانشناختياش را بررسي نكرده است." "...شما ببينيد خدماتي كه در كشور ما ارائه ميشود در كمتر كشوري ميتوان نظيرش را يافت. به طور مثال در پيشرفتهترين كشورهاي دنيا هم محدوديتهايي براي دو جنسيها قائل ميشوند و اصلا قبولشان نميكنند، اما ما ميگوييم با تاييد پزشك و حكم دادگاه 6 ميليون تومان كمك بلاعوض به بيمار دو جنسي ميدهيم تا مشكلش را با عمل جراحي برطرف كند و دوباره به زندگي عاديش بازگردد.
"... در اين طرح (طرح مطب های معین)پزشك موظف شده است در هر ساعت حداكثر 10 تا 12 بيمار را ويزيت كند. ما شرط گذاشتهايم كه تمام اين بيماران حتما بايد به دقت معاينه شوند. موضوع دوم اين است كه به درمانگاههاي معين اعلام شده از بيماران به جاي 2400 تومان تنها 400تومان دريافت كنند. اين شرط ما و به نفع مردم است. همه ی مصاحبه را اینجا مطالعه بفرمائید. ------------------------ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط جلال جوادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به تدریج ابعاد دیگری از خبر "اقدام شگفت انگیز "! دادن حیات دوباره به بیماری که فلج مغزی خوانده شد و در پست قبلی در مورد آن نوشته ام توسط پزشک متخصص بیهوشی و فوق تخصص مراقبت های ویژه آقای دکتر همائی در بیمارستان میمنت تهران روشن می گردد. در حالیکه در مصاحبه پس از جنجال خبری اول پزشک مذکور اعلام نمودند که بیمار مرگ مغزی نبوده بلکه بهتر است از اصطلاح فلج مغزی استفاده نمود .همشهری آنلاین گزارشی را منتشر نموده که مطابق آن ایشان اظهار کرده اند که: "بيمار بهدليل قرارداشتن در مرحله ترك اعتياد، داروي كلونيدين كه پايين آورنده فشارخون است را به جاي داروي آرامبخش به تعداد 30 عدد مصرف كرده بود و دچار ايست قلبي شده و بهدنبال آن دچار آسيب شديد مغزي شده بود و از آنجايي كه جراح اعصاب هم مغز را در مرحلهاي غيرقابل بازگشت بعد از 48 ساعت تشخيص داده بود، من با گرفتن رضايت كتبي از خانواده بيمار، تحقيقي را كه در مقالههاي متعدد خوانده بودم، بر اين بيمار به شكل تجربي اجرا كردم."! دكتر همايي در پاسخ به اين سؤال كه چگونه تنها با داشتن نتايج چند بررسي روي حيوانات تصميم به اقدام تزريق اريتروپويتين در دوز بسيار بالا كرده است، ادامه ميدهد: قبلا یک مورد انسانی هم بوده كه نتايج آن مبهم است و حتي دوز دارو در آن مشخص نشده است، اما چون پس از مطالعه دارو به اين نتيجه رسيدم كه تزريق دوز بالاي آن براي بيمار كشنده نيست اقدام به اين كار كردم."! مطابق همین گزارش همشهری وزارت بهداشت نیز وارد عمل شده و اعلام کرده است که موضوع را بررسی می کنیم: "با گذشت چندين روز از اعلام اين خبر، دكتر عباس زارع نژاد، مديركل روابط عمومي وزارت بهداشت به پيگيريهاي وزارت بهداشت اشاره كرده و به همشهري ميگويد: حوزه نظارت بر درمان وزارت بهداشت و درمان در حال پيگيري ماجراست چرا كه براي اين كار نه تنها طرح تحقيقاتي انجام نشده بود بلكه اين كار در فضايي غيرآموزشي اتفاق افتاده است. به گفته وي، دليل بهبود بيماري كه نه مرگ مغزي بلكه ايست قلبي داشته، ممكن است تحتتأثير درمانهاي ديگر اتفاق افتاده باشد كه وزارت بهداشت سعي ميكند با پيگيري موضوع در روزهاي آينده به اصل قضيه دسترسي پيدا كند." اما یک نکته ی جالب دیگر هم در این گزارش هست که با هم می خوانیم: "در همين حال، دكتر كتايون نجفيزاده، فوق تخصص ريه و رئيس واحد فراهمآوري اعضاي بيمارستان مسيحدانشوري نيز اشكالاتي را در نحوه انتشار خبر بر ميشمرد و به همشهري ميگويد: ما اصطلاحي به نام فلج مغزی نداريم (!!) و نوعي از آنكه به اختلالي مادرزادي مربوط ميشود هم نامي مشابه دارد. به گفته وي، از آنجا كه بيمار فوق با مسموميت دارويي دچار ايست قلبي شده بوده است در پروسه احيا هم اكسيژن رساني به قلب كاهش پيدا كرده بوده و فرد وارد كما شده است، يعني اساسا مرگ مغزي در كار نبوده و بيمار در حال كما قرارداشته است." خواننده عزیز شما هم ممکن است نظری جالب داشته باشید. پی نوشت: جناب آقای دکتر همائی به انتقادات پاسخ داده اند : مطالعه بفرمائید ------------------- مطالب دیگر این وبلاگ در مورد "فلج مغزی" |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط جلال جوادی
|
|
||