تبليغاتX
وبلاگ جلال جوادی
کاردرمانگر و مدیر مرکز آموزش و توانبخشی مهدیه همدان

در یکی از وبلاگ های مربوط به خانواده ی یکی از کودکان سندرم داون (لینک محفوظ) مطلبی را خواندم که در بخشی از آن از قول یکی از دکتر های معروف  گفته شده بود:" تمامي كودكان سندرم داوني كه پيش من اومدند در مدرسه ي عادي با شرايط خوب درس می خونند."

همچنین دوستانی از قول یک خانم روانشناس که چند سالی است با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنائی در  حیطه ی کودکان اوتیسم اقداماتی را انجام داده است نقل کرده اند که ایشان مدعی است با برنامه های وی بیشتر این کودکان به مدرسه ی عادی فرستاده می شوند.

البته این آرزوی بسیار خوبی است که این افراد واقعا" بتوانند به آنچه که ادعا می کنند عمل بنمایند.

اما متاسفانه اندک تجربه و یک مطالعه ی جزئی برای هر کسی که در این زمینه ها مشغول به کار می شود روشن خواهد کرد که طیف کودکان سندرم داون و کودکان اوتیسم از نظر بهره هوشی بسیار متفاوت هستند و تقریبا" در همه ی رده های هوشی از کم توانی ذهنی در حد عمیق تا شدید و متوسط و خفیف و توان ذهنی در حد مرزی و همچنین حتی کودکان اوتیسم با بهره هوشی نرمال را می توان در آنها  دید و برای اینکه کودکی بتواند از آموزش های دبستانی عادی بهره مند شود و نهایتا" با سواد شود باید حداقل بهره هوشی در حد کودکان مرزی را دارا باشد.( که در این صورت نیز به کمک و توجه بیشتری نسبت به کودکان با بهره هوشی نرمال نیاز مند است.)

 با این وجود واقعا" تعجب آور است چگونه این جملات ممکن است از طرف افرادی   بر زبان آورده شود بدون اینکه احساس بکنند برای آن ممکن است کسی هم پیدا شود و آنها  را مورد سوال قرار دهد.

ادعا های عجیب و غریب و بهره گرفتن از نفوذ کلام و متاسفانه ناآگاهی خانواده ها جهت ترغیب و جلب خانواده های کودکان کم توان ذهنی و جسمی در این سال ها آنقدر رواج یافته که نمونه هایش را در هر لباسی می توان دید.

اما باید به افرادی که گمان می کنند در برخورد های دوجانبه با والدین بیماران می توانند هر گونه ادعائی را با توجه به خواست خانواده ها و نیازشان به کسب امید بیان کنند و کسی بابت آن ادعا ها آنها را زیر سوال نبرد بگویم که اکنون هر فردی که به شما مراجعه می کند ممکن است وبلاگی در اختیار داشته باشد که با بیان ادعای شما ناخواسته موجب آن شود که وجهه ی حرفه ای شما در میان دست اندر کاران امر درمان شدیدا" مورد خدشه قرار گیرد.

و به خانواده های عزیز بخصوص خانواده ی کودکان کم توان ذهنی و جسمی و کودکان اوتیسم  توصیه می کنم هر ادعائی را  به راحتی قبول نکنند و به عنوان مثال از کسی که مدعی است  همه ی کودکان سندرم داونی که به او مراجعه کردند به مدرسه عادی رفته و در شرایط خوب درس می خوانند بخواهید که لااقل تعدادی از این کودکان را به شما معرفی کند تا از تجربه خانواده های آن کودکان استفاده بکنید.

-------------------------------

لازم به توضیح است که مطلبی که نوشته ام به این معنی نیست که کودکان سندرم داون و کودکان اوتیسم  به هیچ وجه نمی توانند همپای کودکان عادی به مدرسه بروند کما اینکه اینجانب نیز کودکان سندرم داون  و اوتیسمی را دیده ام که توانائی های زیادی از خود نشان داده اند که بشود آنها را به مدرسه عادی فرستاد که البته نتیجه تلاش های والدین این خانواده ها از همان بدو تولد و آموزش های مختلف با روش های کاملا" شناخته شده و کلاسیک  بوده است و نه فقط با راه رفتن کنار دریا و بازی با آب  که تنها نمونه ای  از برنامه های مورد استفاده در تقویت یکپارچکی حسی این کودکان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 

نام کتاب:  آموزش و توانبخشی کودکان کم توان ذهنی (اصول ِ اهداف ـ راهبردها و روش ها)

تالیف: احد صولت پتلو

نشر دانژه ۱۳۸۷   

 رعایت اصول آموزش مرحله ای و آموزش از ساده به مشکل و بسیاری از اصول آموزشی دیگر که به بعضی از این اصول در پست  نکاتی در آموزش کودکان کم توان ذهنی (برای مربیان)  اشاره کردم  نیازمند دانشی است که بدون آن چه بسا آموزش ها به بیراهه خواهد رفت.

لذا مربیان و خانواده ها نیاز مند چهارچوب های مشخصی برای ارائه و ادامه آموزش ها هستند. کتاب "آموزش و توانبخشی کودکان کم توان ذهنی" که با زحمت  دوست عزیز آقای صولت تالیف و به تازگی منتشر گردیده در این زمینه بسیار مفید و کارساز است. مطالعه ی این کتاب که می توان بخش های دیگری نیز به آن اضافه نمود و یا بعضی از آی تم های مطرح شده در آن قابلیت توضیحات بیشتری دارد را به همه ی مربیان مراکز آموزش و توانبخشی و همچنین خانواده های محترم توصیه می کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 

۱-علاقه به کار با کودکان اعم از عادی و کم توان بخصوص داشتن انگیزه جهت کمک به کودکان کم توان به عنوان بخشی از همهء کودکان که متفاوت با دیگران هستند.

۲- برخورداری از روحیهء شاد و فعال

۳- دارا بودن قدرت بیان و تکلم صحیح

۴-برخورداری از اعتماد به نفس بالا

۵- احساس مسئولیت

۶-دارا بودن صبر و حوصله کار با این کودکان

۷-گذراندن با موفقیت تعلیمات لازم

۸-قادر به همکاری و هماهنگی با مدیر و دیگر مربیان و کمک مربیان باشند.

۹- باید بتوانند در مواقعی که کودک به توجه بزرگتر ها نیاز دارد به وی توجه فردی قابل ملاحظه ای نشان دهندو در صورتی که کودک ناتوانی خاصی داشته باشد توجه اضافی لازم را معمول دارد.

۱۰- دقت کافی برای درک رفتار ها و نیاز های هر کودک بطور منحصر به فرد

۱۱- توانائی برنامه ریزی آموزشی برای کارهای آموزشی کلاسی و انفرادی و  برنامه های شاد و مفرح و روحیه بخش

۱۲- توانائی انجام وظایف آموزشی حتی  بصورت شعر و بازی در حضور دیگران (مربی خجالتی موفق نمی شود.)

---------------------

مطالب مرتبط با این موضوع  در این وبلاگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 

۱- روند آموزشی کودکان کم توان ذهنی از همان اولین بر خورد شروع می گردد اگر در اولین برخوردنقش وخاطره خوبی از شما در ذهن کودک باقی نماند ممکن است مدتها در پذیرش شما برای آنکه بتوانید با او ارتباط  خوبی برقرار کنید دچار مشکل شوید.

زمانی که منتظر کودک وخانواده او برای ورود به کلاس یا مرکز هستید تصور کنید کودکی که اکنون وارد کلاس می شود راقبلا بارها دیده اید واو را می شناسید. تیپ و قیافه ظاهری کودک نباید همان احساس و در نتیجه برخوردی را که دیگران از خود نشان می دهند که ممکن است بر خوردی سرد یا ترحم آمیز یا ناراحتی باشد در شما ایجاد نماید.

  باید رفتاری مانند کودکان عادی داشته باشید حتی اگر به احتمال زیاد او اصلا توجهی به شما نشان ندهد. سلام وعلیک گرمی بکنید و دست او رابگیرید با او دست بدهید وزود دستش را رها نکنید مگر اینکه احساس کنید او ممکن است از اینکه دستش در دست شماست خوشش نیاید و احساس امنیت نکند.

   تاثیر مثبت  بر کودک و خانواده او تنها به برخورد خوب اولیه محدود نمی شود بلکه مرتب بودن درمانگر یا مربی وخوش رو بودن او همچنین محیطی که به آن وارد می شود تاثیر بسزایی در ایجاد حس امنیت و آرامش و اعتماد در کودک دارد.

برقراری ارتباط خوب شرط اساسی و اولیه در شروع یک بر نامه درمانی منسجم و راه گشا می باشدو زمان نیزازاهمیت آن نمی کاهد یعنی هر بار که مربی با کودک مواجه می شود با ید با روی گشاده و کلماتی محبت آمیز از او استقبال کند .

 2-  بعد از برقراری ارتباط مناسب با کودک ارزیابی موارد مختلف از حرکات درشت و ظریف وهماهنگی های چشم ودست و موارد شناختی و مهارتهای حسی و انجام امور روزمره و چگونگی برقراری ارتباط با محیط و اطرافیان و اسباب بازی ها و ... از او انجام میشود. گاهی ممکن است مفید باشد که ارزیابی چند روز به تاخیر بیافتد تا کودک به محیط جدید بیشتر آشنا شود و ارزیابی دقیق تری از او به عمل آید.

آنچه که در ارزیابی های کودک به دست آمده است نقطه شروع درمان برای اوست اما از انجا که در مراکز سعی میشود کودکانی که در یک کلاس قرار میگیرند علی رغم  تفاوت های فردی حتی الامکان شباهت هایی با هم داشته باشند و برنامه های کلاسی باید در هر ساعت مشخص باشد دو نوع آموزش برای هر کودک وجود دارد یکی آموزش های گروهی و یکی هم انفرادی که در اموزش های گروهی نیزباید  توجه خاصی به توانایی های خاص هر کودک شود .

باید توجه نمود که  هر کودک عقب مانده ی ذهنی که شما با او مواجه میشوید ممکن است با همه کودکان دیگر از نظر آموخته ها، رفتار یادگیری و انتظاری که از او برای یادگیری می رود  متفاوت باشد.   

آنچه که در آموزش این کودکان اهمیت اساسی دارد این است که خانواده و اطرافیان و درمانگران احساس کنند که برنامه ای که به کودک داده شده است مناسب اوست و بتدریج پیشرفت محسوسی در امور مختلف از جانب کودک مشاهده می شود.

  3-آموزش مر حله ای و پلکانی در روند درمانی و آموزشی این کودکان اهمیت حیاتی دارد0

برای کودکان عادی در مهد کودک ها این مسئله چندان رعایت نمی شود به عنوان مثال ممکن است چندین رنگ با هم آموزش داده شود و بتدریج کودکان نسبت به رنگها شناخت کافی بدست می آورند.

اما در مورد کودکان MR  آموزش به این طریق موجب وقت تلف کردن می شود. باید در ارزیابی به عمل آمده مرحله ای که کودک در آن قرار دارد مشخص شود و آموزش از همانجا ادامه یابد.

به عنوان مثال اولین مرحله در اموزش های مربوط به رنگ شناخت همرنگی است یعنی کودک باید بتواند در این مرحله قطعات همشکل را با توجه به تفاوت رنگشان از هم تفکیک نماید. اگر کودکی در این مرحله قرار دارد در مرحله بعد باید دسته بندی رنگها را فرا بگیرد.یعنی بتواند  قطعات مختلف که شکلهای متفاوتی دارند را بدون توجه به این تفاوت و با توجه به کیفیت رنگشان جدا کند .

در مرحله بعد آموزش نام رنگها را البته با یک رنگ که بهتر است به علت آسانتر بودن بیان آن رنگ آبی باشد شروع می کنیم و پس از آنکه بعد از چند روز رنگ آبی را خوب یاد گرفت و برایش به اصطلاح جا افتاد رنگ دیگری را شروع می کنیم و به این صورت رنگها را بصورت تک تک و ابتدا رنگهای اصلی و سپس رنگهای فرعی را آموزش می دهیم. در آموزش رنگها مرحله دیگری نیز وجود دارد که به آن رنگ سمبولیک می گوئیم  در این مرحله کودک باید تنها با مراجعه به حافظه بینائی خودش به ما جواب بدهد که مثلا موز چه رنگیه یا ماست چه رنگیه و از این قبیل.

کودک باید رنگهائی را که فرا گرفته در محیط اطراف نشان دهد و در بین اشیاء مختلف رنگ مورد نظر را پیدا کند یعنی آنها را به محیط تعمیم دهد. مرحله ای بودن در همه موارد آموزشی وجود دارد و هنر درمانگر و مربی کشف و رعایت این مراحل است.

از نکات  دیگری  که در آموزش کودکان MR  مهم است   به موارد دیگری اشاره می کنم:

ý    آموزش باید از ساده به پیچیده.و با تکرار و تمرین زیاد صورت گیرد.

ý    کودک نباید تحت فشار قرار گیرد بلکه سعی شود آموزش بصورت غیر مستقیم و با استفاده از بازی انجام شود.

ý    در بعضی از موارد آموزشی بهتر است از روش زنجیره معکوس استفاده شود ( مثل گره زدن )

ý  دقت شود که ارزیابی جای آموزش را نگیرد اگر معلوم شد که کودک قادر نیست تلاش بیشتری برای پاسخ دهی داشته باشد باید سریعا به او کمک شود تا احساس شکست و درماندگی در او نهادینه نشود .

ý  تحمل و استمرار در نشستن کودک را باید بتدریج بالا برد. کودکی که تحمل کمی در این موارد دارد را از ابتدا مجبور نکنید که مدت زمان زیادی روی صندلی بنشیند و یا کارهای با زمانبندی طولانی انجام دهد.

ý  تشویق کلامی و لمسی و لبخند بهترین تشویق ها برای کودکان عقب مانده ذهنی است برای نشان دادن خوشنودی خویش از کودک به خاطر تلاشش برای یادگیری و پاسخدهی هرگز تشویق را فراموش نکنید.

ý  برای کودکانی که عقب ماندگی ذهنی آنها در حد تربیت پذیر پایین می باشد بهتر است از برنامه های ادراکی- حرکتی و یکپارچگی حسی بیشتر استفاده شود.

-----------------------------------

مطالب دیگر مرتبط با موضوع در این وبلاگ

مربیان کودکان کم توان ذهنی چه خصوصیاتی باید داشته باشند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

تجربه چند سال آموزش و توانبخشی کودکان دارای مشکلات رشدی این اجازه را به من می دهد که توصیه هائی را برای خانواده این کودکان داشته باشم .مطلبی را با این عنوان برای بینندگان وبلاگ مرکز آموزش و توانبخشی آماده کرده ام که بزودی پست می کنم .

اما ترجیح می دهم قبل از آن چند تا از توصیه های استاد عزیز و دوست داشتنی ام آقای    داور منش را درمورد آموزش کوکان کم توان ذهنی  در کتابی به همین عنوان  در اینجا بیاورم:

"- در انجام کار و به نتیجه رسیدن کودک شتاب به خرج ندهید. با توجه به شناختی که نسبت به کند کاری آنان دارید به آنان فرصت دهید تا بالاخره کار خود را انجام دهند.

- تکرار و تمرین زیاد لازمه یادگیری هر مفهوم یا مهارت از طرف کودکان عقب مانده ذهنی است. هر مهارت هر چقدر ساده باید آنقدر تکرار شود تا از طرف او مورد یادگیری قرار بگیرد.

- رفتار شما باید با آنان مانند رفتار با کودکان عادی باشد  ولی در عین حال انتظار عکس العمل کودکان عادی را نباید از آنان داشته باشید.

- کودک را به نیمه تمام رها کردن کار عادت ندهید بهترین اقدام آن است که کاری را به او واگذار نمائیم که اطمینان داشته باشیم تا آخر قادر به انجام آن هست.

- هیچگاه کودک را به خاطر یاد نگرفتن مسئله ای سرزنش نکنید. توجه داشته باشید که در شرایط مساعد هر کسی طالب آموختن مطالب جدید است . پس به دنبال دلیل نامساعد بودن شرایط یادگیری باشید.

- تمرینات یادگیری را بصورت برنامه های خشک کلاسی ارائه نکنید بلکه بصورتی از کودک بخواهید که حالت بازیگونه دارد.

- دقت داشته باشید که فرامینی که به کودک می دهید کاملا واضح و روشن باشدو قابل درک برای او باشد .از بکار بردن جملات پیچیده و گنگ پرهیز کنید.

- داشتن زمینه قبلی در آموزش هر مرحله رکن اساسی است. باید بینید این مرحله از آموزش را که دارید به او عرضه می کنید آیا مرحله مقدماتی تر آن مهارت را می داند؟

- در مورد انجام کارها تا حدیکه خود قادر به انجام آن است او را آزاد بگذارید و مواردی را که قادر به انجام آن نیست فقط در کنار او به او کمک کنید. "

------

آرشیو موضوعی: کم توانی ذهنی

 مربیان کودکان کم توان ذهنی چه خصوصیاتی باید داشته باشند؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 
.لطفا در استفاده از مطالب این وبلاگ منبع آن را ذکر نمائید