کاردرمانگر و مدیر مرکز آموزش و توانبخشی مهدیه همدان
قابل توجه افرادی که نیاز به مشاوره دارند.

جهت مشاوره توانبخشی و آموزشی و مواردی که مرتبط با مطالب این وبلاگ می باشد می توانید روز های زوج ساعت یک تا یک و نیم با شماره مرکز ۸۲۲۱۶۱۷ ۰۸۱۱ تماس بگیرید.

دوستانی که می خواهند پاسخ خود را از طریق ای میل  دریافت نمایند باید سوالشان را نیز از طریق ای میل مطرح نمایند . jimlj2000@yahoo.com

 پاسخ به کامنت های خصوصی از طریق  ای میل امکان پذیر نمی باشد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1391ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

  به تدریج ابعاد دیگری از خبر "اقدام شگفت انگیز "! دادن حیات دوباره به بیماری که  فلج مغزی خوانده شد و در پست قبلی در مورد آن نوشته ام  توسط پزشک متخصص بیهوشی و فوق تخصص مراقبت های ویژه آقای دکتر همائی در بیمارستان میمنت تهران  روشن می گردد.

در حالیکه در مصاحبه پس از جنجال خبری اول  پزشک مذکور اعلام نمودند که بیمار مرگ مغزی نبوده بلکه بهتر است از اصطلاح فلج مغزی استفاده نمود .همشهری آنلاین گزارشی را منتشر نموده که مطابق آن ایشان اظهار کرده اند که: "بيمار به‌دليل قرارداشتن در مرحله ترك اعتياد، داروي كلونيدين كه پايين آورنده فشارخون است را به جاي داروي آرامبخش به تعداد 30 عدد مصرف كرده بود و دچار ايست قلبي شده و به‌دنبال آن دچار آسيب شديد مغزي شده بود و از آنجايي كه جراح اعصاب هم مغز را در مرحله‌اي غيرقابل بازگشت بعد از 48 ساعت تشخيص داده بود، من با گرفتن رضايت كتبي از خانواده بيمار، تحقيقي را كه در مقاله‌هاي متعدد خوانده بودم، بر اين بيمار به شكل تجربي اجرا كردم."!

دكتر همايي در پاسخ به اين سؤال كه چگونه تنها با داشتن نتايج چند بررسي روي حيوانات تصميم به اقدام تزريق اريتروپويتين در دوز بسيار بالا كرده است، ادامه مي‌دهد: قبلا یک مورد انسانی هم بوده كه نتايج آن مبهم است و حتي دوز دارو در آن مشخص نشده است، اما چون پس از مطالعه دارو به اين نتيجه رسيدم كه تزريق دوز بالاي آن براي بيمار كشنده نيست اقدام به اين كار كردم."!

مطابق همین گزارش همشهری وزارت بهداشت نیز وارد عمل شده و اعلام کرده است که موضوع را بررسی می کنیم:

"با گذشت چندين روز از اعلام اين خبر، دكتر عباس زارع نژاد، مديركل روابط عمومي وزارت بهداشت به پيگيري‌هاي وزارت بهداشت اشاره كرده و به همشهري مي‌گويد: حوزه نظارت بر درمان وزارت بهداشت و درمان در حال پيگيري ماجراست چرا كه براي اين كار نه تنها طرح تحقيقاتي انجام نشده بود بلكه اين كار در فضايي غيرآموزشي اتفاق افتاده است.

به گفته وي، دليل بهبود بيماري كه نه مرگ مغزي بلكه ايست قلبي داشته، ممكن است تحت‌تأثير درمان‌هاي ديگر اتفاق افتاده باشد كه وزارت بهداشت سعي مي‌كند با پيگيري موضوع در روزهاي آينده  به اصل قضيه دسترسي پيدا كند."

اما یک نکته ی جالب دیگر هم در این گزارش هست که با هم می خوانیم:

"در همين حال، دكتر كتايون نجفي‌زاده، فوق تخصص ريه و رئيس واحد فراهم‌آوري اعضاي بيمارستان مسيح‌دانشوري نيز اشكالاتي را در نحوه انتشار خبر بر مي‌شمرد و به همشهري مي‌گويد: ما اصطلاحي به نام فلج مغزی نداريم (!!) و نوعي از آنكه به اختلالي مادرزادي مربوط مي‌شود هم نامي مشابه دارد.

به گفته وي، از آنجا كه بيمار فوق با مسموميت دارويي دچار ايست قلبي شده بوده است در پروسه احيا هم اكسيژن رساني به قلب كاهش پيدا كرده بوده و فرد وارد كما شده است، يعني اساسا مرگ مغزي در كار نبوده و بيمار در حال كما قرارداشته است."

 خواننده عزیز شما هم ممکن است نظری جالب داشته باشید.

پی نوشت:

جناب آقای دکتر همائی به انتقادات پاسخ داده اند : مطالعه بفرمائید

-------------------

مطالب دیگر این وبلاگ در مورد  "فلج مغزی" 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

دیروز خبری مشابه در چند  سایت  خبری منتشر شد با این مضمون که پزشک ایرانی فردی را که  دچار " فلج مغزی " شده بود و سه روز در کما بود به زندگی باز گرداند.  تابناک(متن خبر)

با مطالعه خبر ضمن اینکه برای فرد مذکور که در ادامه توضیح می دهم که هر مشکلی که برایش پیش آمد "فلج مغزی" نبود خوشحال شدم اما برای اینگونه خبررسانی مخدوش به خاطر چند  نکته متاسف شدم:

اول برای اینکه این خبر مثلا" می خواهد در دل خانواده های دارای فرزند فلج مغزی امید ایجاد کند اما در اصل باعث گمراهی و سر خوردگی آنها می شود:  مگر قرار است کسی به خاطر فلج مغزی از دنیا برود که این خبر می گوید بیمار فلج مغزی به زندگی بازگشت؟!  ( هر چند  به دلایل مختلف :کل نفس ذائقه الموت)

دوم به این خاطر که آیا در این سرویس های خبری که این خبر را از روی دست هم و با عجله کپی کردند کسی نیست که فرق فلج مغزی و مرگ مغزی و آسیب مغزی را بداند؟!

سوم  آیا واقعا" پزشکان برای این فرد تشخیص فلج مغزی داده بودند یا خبرنگاران به اشتباه اینگونه مخابره کردند؟   چگونه می شود فردی را که به دلیل ضربه به مغز چند روز به کما رفته است "فلج مغزی" تشخیص داد در حالیکه باید  از  علائم بالینی نظیر تونوسیته عضلانی و رفلکس ها و اندام های درگیر که تحت تاثیر قرار میگیرند برای این تشخیص گذاری کمک گرفت. 

چهارم مگر اصولا" معالجه بیماران مغزی کار متخصص بیهوشی است؟! 

تعریف فلج مغزی را ببینید:

"فلج مغزی یک اختلال مغزی غیر پیشرونده است   که به صورت ناهنجاری در حرکات، تونوسیته و پوسچر نمایان می شود که ممکن است همراه با معلولیتها و نقایص دیگر تظاهر نماید.

شروع آن قبل از رشد و تکامل مغزی اتفاق می افتد یعنی وسیله آسیب یا ضایعه مغز نابالغ (دوره جنینی ـ حین تولد و یا بلافاصله پس از تولد) ایجاد می شود.

بیشترین رشد مغز تا 2 سالگی است پس از زمان آبستنی (جنینی) تا 2 سال پس از تولد ضایعه مغزی را فلج مغزی یا CP می گویند اما سن نهایی برای تشخیص نوع CP را 3 و يا حتي 5 سالگی می دانند چرا که در طی روند تکامل و رشد از نظر تشخیصی ممکن است در انواع  مختلفی قرار گیرد."

http://www.geocities.com/estesnai/falaj.htm?200717

یا اگر خواستید انگلیسی مطالعه بفرمائید:

Cerebral palsy is a group  of disorders that affect a person's ability to move and to maintain balance and posture. The disorders appear in the first few years of life. Usually they do not get worse over time. People with cerebral palsy may have difficulty walking. They may also have trouble with tasks such as writing or using scissors. Some have other medical conditions, including seizure disorders or mental impairment. ....

حال  عکس بیمار محترم و بازگشته ازسفر را ببینید:

بیماریکه نجات پیدا کرد.

خیلی ساده آیا به نظر شما مغز این فرد محترم در سالهای اولیه زندگی اش یا به تعبیر بهتر در دوران رشد دچار عارضه شده تا بتوان اصولا"  حتی اگر همه علائم را هم داشته باشد به او  "فلج مغزی" اطلاق نمود؟!

منظور از فلج مغزی این نیست که مغز فرد فلج است و اصولا" فلج شدن مغز هیچ مفهومی ندارد بلکه به این معنی است که فرد به خاطر مشکلاتیکه برای سلول های مغزی اش بوجود آمده در اندام های فوقانی(دست ها)  یا تحتانی (پا ها )  یا هر دو دچار مشکل حرکتی گردیده است. و به خودی خودموجب مرگ فرد نمی شود.

نکته جالب دیگر نتیجه گیری خبر است:

"با توجه‌ به اين‌كه تاكنون هيچ بيمار فلج مغزي بهبود نيافته است، اقدام اين پزشك مي‌تواند به عنوان يك موفقيت ارزنده در حوزه پزشكي محسوب شود."

این هم یک غلط دیگر است. ممکن است بگوئیم که مشکل فلج مغزی تاکنون به طور کامل درمان پذیر نبوده است ولی نمی توانیم بگوئیم "تاکنون هیچ بیمار فلج مغزی  بهبود نیافته است" باید به سازندگان خبر عرض کنم که به مراکز کاردرمانی که با کودکان فلج مغزی کار می کنند  مراجعه کنید تا هم بفهمید فلج مغزی چیست و هم بهبود و حتی رسیدن به مرحله راه رفتن را در بسیاری از آنها در یک پروسه توانبخشی ببینید!  (که البته این اصلا" تازگی ندارد.)

به امید پیشرفت های واقعی دانش بشریت!

ضمن اینکه معالجه بیمار مورد نظر به خودی خود یک خبر مسرت بخش است و به خانواده ایشان و پزشکان معالج وی تبریک می گویم.

خبر فوق را می توانید در سایت های ذیل مطالعه نمائید:

تابناک    جام جم    خبرگزاری فارس

---------------------------------------------------

پی نوشت:

۱- به هر حال شور شدن آش گاهی باعث می شود که صدای آشپز هم در بیاید!

۲- سایت های خبری برای توضیح خبر اول خبر دیگری را با عنوان اظهارات پزشک معالج فلج مغزی منتشرکردند که در آن وی با توضیحاتی اعلام نموده که "...مرگ مغزي اين بيمار تائيد نشده بود اما علايم مرگ مغزي را داشت زيرا تائيد مرگ مغزي مستلزم حداقل 2 تا 3 هفته آزمايش نوار مغزي است بنابراين نمي‌توان گفت كه وي مرگ مغزي بوده است...." و   "...وي گفت: بهتر است به جاي اصطلاح مرگ مغزي از اصطلاح فلج يا آسيب ديده مغزي براي اين بيمار استفاده كرد با اين حال ما اين مورد نادر را به مسئولان وزارت بهداشت گزارش مي‌كنيم."   همچنین در این خبر تکمیلی آمده است:"در همين حال كتايون نجفي زاده، مسئول واحد فرآهم آوري پيوند دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به خبرنگار فارس گفت: زنده شدن بيمار مرگ مغزي غير ممكن است و حتي يك مورد آن هم تاكنون در جهان سابقه نداشته است بنابراين اين بيمار قطعاً و 100 درصد مرگ مغزي نبوده است."

۳- باز هم خوبه که یک مقدار موضوع دارد روشن می شود ولی هنوز هم جای این توضیح خالی است که نمی توان به این بیمار به دلایلیکه در بالا اشاره کردم "فلج مغزی " اطلاق نمود.


۴- تا آنجا که اینجانب از خبرها استنباط نمودم این بیمارنهایتا" می تواند تنها یک "آسیب دیده مغزی " باشد که در این صورت گمان نمی کنم اولین بیمار آسیب دیده مغزی باشد که به زندگی عادی باز می گردد. 

۵- این لینک ها هم مرتبط با موضوع است :

همشهری آنلاین گزارشی  جالب در این مورد دارد.

نه مرگ مغزی نه فلج مغزی بیمار در کما بود!! مطلبی که در پست بعدی این وبلاگ ارسال گردید.
 

------------------------------

مطالب دیگر این وبلاگ در مورد  "فلج مغزی" 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 
 

والدین محترمی که کودک مبتلا به فلج مغزی دارید.

آیا می دانید چه کسانی می توانند به کودکتان  کمک کنند؟ 

پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان که مشکل کودک را  بخوبی تشخیص دهد و او را زیر نظر و راهنمائی های لازم را برایتان داشته باشد و در دوره های زمانی مشخص کودک شما را ویزیت کند. و در صورت نیاز برای رفع مشکلات همراه مثل تشنج دارو های لازم را  تجویز نماید . (تصور نکنید وظیفهء پزشک متخصص مغز و اعصاب و یا ارتوپد  درمان رفع مشکل کودکتان با دارو است فلج مغزی بیماری ای نیست که با دارو رفع شود اما در صورتی که پزشک تشخیص دهد داروهای کمک کننده مثلا" کاهش دهنده اسپاستی سیتی اندام ها را تجویز می نماید.)

- یک پزشک متخصص ارتوپدی اطفال که   اندامها و  عضلات کودک  را  معاینه و مانند متخصص مغز و اعصاب او را زیر نظر داشته باشد و در صورت نیاز به دارو یا جراحی و یا وسایل کمکی مثل کفش طبی و اسپلینت راهنمائیتان کند.

- کاردرمانگری که مهارت حوصله و توان کار با کودکان فلج مغزی را داشته باشد.

- فیزیو تراپیستی که تجربه و علاقه به کار با کودکان فلج مغزی را داشته باشد.

- گفتاردرمانگری که در صورت نیاز بتواند برای رشد و بهبود گفتاری کودک آسیب دیده اقدام کند .

و در صورتی که متخصص مغز و اعصاب  و یا ارتوپدی نیاز ببینند ارجاع به کلینیک ارتوپدی فنی برای ساختن ارتوز و یا بینائی سنجی برای اصلاح و رفع مشکلات چشمی و یا کلینیک  روانشناسی برای مشاوره روانشناسی ممکن است نیاز باشد.

والدین عزیز این در و آن در زدن و آزمایش و خطا تنها انرژی شما را برای کمک به کودکتان  کاهش می دهد و  وقت های طلائی  که درمان توانبخشی بهتر می تواند موثر باشد را تلف می نماید.

متاسفانه در راهی که شما برای بهبود کودکتان  طی می کنید چه بسا ممکن است گاهی به بیراهه بروید و  توسط افرادی فرصت طلب که در شکل های مختلف و حتی گاه ظاهرا" با  تخصصی خاص  مورد سوء استفاده قرار بگیرید. پس لطفا" در مراجعه حتی به متخصصین گروه پزشکی دیگر غیر از مغز و اعصاب و ارتوپدی دقت لازم را داشته باشید مثلا" بعید است که مشکل کودک شما به متخصص متابولیک مربوط بشود و شما در این زمان نیازی به آزمایشات و درمان های پرهزینه  متابولیک داشته باشید. تنها در صورتی که متخصص مغز و اعصاب کودکان و یا اطفال نیاز ببیند لازم است به یک دکتر متخصص بیماری های متابولیک مراجعه کنید.

درمان توانبخشی بهترین و موثر ترین درمان برای بهبود رشد حرکتی کودک فلج مغزی می باشد.

----------------------------

مطالب دیگر این وبلاگ در مورد  "فلج مغزی"

زمان طلائی و توانبخشی بموقع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

۱- متاسفانه هنوز هم بعد از سالها کاردرمانی توسط اینجانب و همکاران دیگر در همدان  با آن که تا حدود زیادی نقش کاردرمانی در بهبود کودکان با مشکلات جسمی و ذهنی برای اکثر متخصصین مرتبط با این کودکان در این استان  روشن شده (یا روشن بوده) اما هنوز هم شاهدیم که گاه به دلیل عدم ارجاع بموقع و یا غفلت از درمانهای توانبخشی بعضی از این کودکان از درمانهای بموقع توانبخشی محروم می مانند.

۲- پزشک متخصص و با سابقه ارتوپدی را می شناسم که به درصد بالائی از  کودکان فلج مغزی اسپاستیک که به ایشان مراجعه می کنند صرف نظر از سن و سطح هوشی و شدت آسیب پیشنهاد جراحی می دهد در حالیکه بسیاری از   همان کودکان ملاکهای لازم برای جراحی را ندارند و در نتیجه نباید به موفقیت آن امید داشت. .(درمورد ملاکهای جراحی در کودکان فلج مغزی مطلب قبلی این وبلاگ را مطالعه فرمائید.) و ضمنا از طرف این متخصص محترم توصیه لازم چه قبل از جراحی و چه بعد از جراحی برای کاردرمانی کودکی که مورد جراحی قرار می گیرد به خانواده اش نمی شود .

۱-۱  متخصصین محترم!   خانواده های عزیز !

یکی از شرایط بسیار حیاتی برای نتیجه گیری مطلوب از اقدامات  توانبخشی دخالت بموقع می باشد پس زمان طلائی را از دست ندهید .

۲-۲   به خانواده های عزیزی که می خواهند کودکشان را به تیغ جراح بسپارند توصیه می  کنم که قبل از مبادرت به جراحی حتما با پزشکان دیگر هم مشورت نمایند . 

ضمنا اینجا مجددا" با قاطعیت اعلام می کنم نتیجه گیری مطلوب از جراحی های لازم و موفق مشروط به انجام توانبخشی قبل و بعد از جراحی یعنی فیزیوتراپی و کاردرمانی می باشد .

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط جلال جوادی  | 

 

 

یکی از سوالاتی که ممکن است برای خانواده کودکانی که دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی از نوع اسپاستیک هستند مطرح باشد و در جلسه اخیر که در مرکز با خانواده ها برگزار گردید عنوان شد مسئله لزوم یا عدم لزوم جراحی در اندام های تحتانی این کودکان می باشد.

 در ابتدا باید گفت که بیشتر متخصصین مرتبط با این کودکان معتقدند که جراحی در اندام های این کودکان آخرین تصمیم است و تاکنون مهمترین مداخله درمانی استفاده از خدمات توانبخشی کاردرمانی و فیزیو تراپی یرای  انها می باشد.

 

اما چه زمانی ممکن است که درمانگران و خانواده ها به فکر استفاده از این روش یعنی جراحی بیفتند:

1- متاسفانه هنوز هم ممکن است که بعضی از خانواده ها به هر علتی آنقدر دیر به درمانگران توانبخشی مراجعه نمایند که کوتاهی های عضلانی در اندامهای کودک به حدی رسیده باشد که به تکنیک های توانبخشی کوچکترین جوابی ندهد و دفورمیتی های ناشی از گرفتن وضعیت های بد بسیار برای کودک و خانواده اش آزار دهنده میگردد  در این مواقع ممکن است تنها راه مقابله با کوتاهی ها و دفورمیتی (بد شکلی) اندامها استفاده از روش های جراحی باشد. (اغلب جراحی در این کودکان تنها می تواند برای راحت تر شدن مراقبت از او و جابجایی و در نهایت آنچه که به آن Handling  گفته می شود مفید باشد.)

 

2- گاهی پس از انجام کاردرمانی توانایی های کودک افزایش قابل توجهی یافته و به عنوان مثال قادرمی شود که روی زانوان راه برود و توانایی ایستادن به مدت طولانی را بدست آورده است ( یا مغز او الگوی ایستادن را کسب کرده است ) ولی به علت کنتراکچر در عضلات پلانتار فلگسور ( کوتاهی در عضلات خلفی ساق پا ) کودک در حالی که وضعیت ایستاده میگیرد قادر نیست کف پایش را به زمین بگذارد وبه جلو خم می شود و می افتد یا  راه رفتن به علت کوتاهی شدید در عضلا ت ا داکتور(نزدیک کننده) اندام های تحتانی قیچی وار است. جراحی در این کودکان اگر با گچ گرفتن طولانی مدت اندام ها همراه نباشد می تواند برای اقدامات توانبخشی بعدی مفید باشد.

 

3- مجددا تاکید می شود زمانی جراحی مطرح می گردد که اقدامات توانبخشی به اندازه کافی مفید نباشد.

 

 چه کسانی می توانند در این مورد نظر یدهند:

1- نهایتا و اصولا مسئولیت پاسخدهی به این سوال به عهده پزشکان متخصص ارتوپدی می باشد ولی از آنجا که  پزشکان ارتوپدیست برای این مسئله به تجربیات و ملاکهای خاص خودشان نیز متکی هستند ممکن است در صورت مراجعه به چند تن از این پزشکان محترم پاسخ یکسانی به این مسئله داده نشود.

بنابراین این حق خانواده هاست که از مورد های قبلی که از روش جراحی در مورد آنها استفاده شده است در مورد درصد موفقیت و روش کار جراحان سوال شود و در مورد مراجعه به آنها با درمانگران کاردرمانی و فیزیوتراپی با تجربه نیز مشورت شود.

 2- فیزیوتراپیستها و کاردرمانهایی که دانش و تجربه کافی کار با کودکان فلج مغزی قبل و بعد از جراحی داشته اند می توانند مشاوران خوبی در این زمینه باشند ولی همانطور که گفته شد مسئولیت اصلی برای تصمیم گیری در این رابطه به عهده پزشکان ارتوپدیست می باشد ( تراپیست ها نیز در همه حال بهتر است ضمن اینکه نظرات خود را اعلام مینمایند این مسئله را برای خانواده ها عنوان نمایند)

 

موفقیت جراحی اندامها  به چه فاکتور هایی وابسته است:

1)  توانبخشی کافی قبل از جراحی و بعد از جراحی

2)  حداقل توان هوشی کودک که قادر به همکاری در انجام فعالیتهای اکتیوی که پس از جراحی از او خواسته می شود با شد.

3) کسب توانائی های بالاتر از نظر رشد مراحل حرکتی قبل از جراحی

4) گچ گرفتن طولانی مدت اندامها باز آموزی حرکتی عضلات مرتبط را از نظر توانبخشی با مشکل مواجه می کند.

5) همکاری مستمر خانواده با در مانگران نقش بسیار مهمی در موفقیت اقدامات توانبخشی پس از جراحی ایفا می کند.

 

معمولا جراحی در کدام نواحی انجام می شود:

عضلات داخل ران (اداکتور ها )

عضلات خم کننده زانو( همسترینگ ها)

و عضلات خم کننده مچ به سمت کف پا ( پلانتار فلگسور ها – تاندون آشیل)

لزوما همه این نواحی با هم جراحی نمی گردد و بسته به شرایط کودک جراح ارتوپدیست در مورد آن تصمیم می گیرد.

 

 

 خانواده های محترم در صورت نیاز به مشاوره بیشتر با مرکز تماس بگیرید.

 

-------------------------------

مطالب دیگر این وبلاگ در مورد  "فلج مغزی"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آبان1384ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط جلال جوادی  |