|
|
|
|
|
به طور طبیعی خانواده کودکانی که فرزندشان دارای مشکل فلج مغزی شده است وقتی پس از مراجعه به پزشکان مختلف و امتحان یا جستجوی درمانهائی داروئی و زود بازده متوجه می شوند تنها راهی که می تواند به آنها کمک کند استفاده از درمانهای توانبخشی است با قبول این واقعیت بسته به نیاز کودک به سرویس هائی نظیر ما برای کاردرمانی و فیزیوتراپی و گفتاردرمانی و شنوائی سنجی مراجعه می کنند. درمانهائی که در اکثر مواقع طولانی مدت است ونیاز به صبر و تحمل و همکاری و پیگیری و امید واری به بهبود از طرف خانواده عناصر اصلی آن هستند و تاثیرات نیز بسته به عوامل مختلف از جمله مهارت درمانگر و شدت آسیب وارده و همکاری خانواده و هوش کودک و حتی نحوه برخورد خانواده با کودک بخصوص در جلب همکاریش و عوامل دیگر متفاوت است. خیلی عادی است که اگر پیشرفت های کودک ضعیف و نامحسوس باشد موجب دلسردی خانواده می شود و آنها که قبلا به این نتیجه رسیدند که مداخلات پزشکی معمول نتیجه بخش نیست و درمانهای توانبخشی را هم بسیار وقت گیر و مبهم می بینند در آرزوی یک معجزه ممکن است به هر پیشنهادی که به آنها شود جواب مثبت دهند ( شاید تنها بخاطر اینکه بعدا خودشان را سرزنش نکنند که چرا راهی را امتحان نکرده اند) و اینگونه است که حتی بعضی از خانواده های تحصیل کرده را که دارای چنین مشکلاتی هستند می بینیم که به رمال ها و دعانویسان دروغین متوسل می شوند و خیلی راحت حتی پولهای میلیونی به آنها که اشتهای خوبی هم دارند پرداخت می کنند. البته این مسئله خاص این خانواده ها نیست بیماران مختلفی که به هر علتی چندان نتیجه ای از مداخلات پزشکی عائدشان نمی شود ( که در موارد بسیار زیادی ممکن است به علت داشتن منشا روانی یا عدم پیگیری درمانهای وقت گیر و پر زحمت از طرف بیماران یا عدم کشف روش درمانی موثر و قاطع برای آن بیماری یا متاسفانه عدم دقت و وقت گذاشتن کافی از طرف سیستم درمانی و اشتباهات پزشکی در تشخیص بموقع باشد) ممکن است هدف های خوبی برای مدعیان در مانگری به روشهای مختلف باشند و اینگونه است که بازار خوبی برای روش های ناشناخته و بعضا با توجیهی علمی و اکثرا بدون هیچ توجیه علمی بوجود می آید. بی شک در بعضی موارد بخصوص در مواردی که منشا بیماری یک مشکل روانی نوروتیک باشد یا بیمار از لحاظ شخصیتی تلقین پذیر باشد ممکن است نتیجه ای هم از این روشها حاصل شود . بعضی از این روش ها هم ( مثل ریکی Reiki)تاکید می کنند که همراه با درمانهای ما باید درمانهای دیگر را هم ادامه بدهید اما نهایتا تاثیری را که حاصل می شود ناشی از درمانهای خود محسوب می کنند ... -------- بحثی را که در ادامه می خواهم مطرح کنم صرف نظر از این است که آیا اصولا روشهای مختلف خارج از زمینه های پزشکی و علمی بر بیماریها یا بعضی از بیماریها تاثیرگذاراست یا خیر و صرف نظر از این است که چرا از این روش ها اینقدر استقبال می شود اصلا ما فرض می کنیم که بعضی از آنها در بعضی از بیماری ها موثر است. سخن این مقال این است که در حالیکه وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی نمی توانند بر سر تعرفه های پزشکی به توافق برسند و پزشکان فرهیخته و زحمت کشیده باید برای دریافت حق الزحمه خود ( به درستی) تحت نظارت قرار بگیرند آیا سازمان و تشکیلاتی نمی تواند بر این مدعیان گوناگون نظارت داشته باشد ( آیا این مصداق داستان آن فیلم خارج از محدوده است؟) به عنوان مثال فردی که ادعا می کند دارای نیروی خدادادی انرزی درمانی است، چگونه به خودش اجازه می دهد برای انتقال این انرژی خدادادی در یک جلسه یک دقیقه ای ( اصلا نه 5 دقیقه ای )50000 تومان از خلق الئه که به امیدحل مشکلشان به او مراجعه می کنند مطالبه نماید؟ آیا اینها همه نادیدنی است یا سیستم نظارتی برای آن وجود ندارد . برنامه اخبار 30/20 شبکه دوم هفته ای یک بار بخشی به نام دوربین مخفی دارد که تا بحال به سراغ قاچا قچیان آدم ، فروشندگان قرص های Ecstasy ، شرخر ها، دسته چک فروش ها ، کارمندهائ بانکی که وام های کلان جور می کنند و .... رفته است چه خوب بود به سراغ این مدعیان هم می رفت و می دید که چگونه مثلا خانواده ای که دارای کودکی فلج مغزی است که هنوز علی رغم چند ماه استفاده از جلسات کاردرمانی و فیزیو تراپی به علت شدت آسیب (یا هر علت دیگری که قبلا اشاره کردم ) مرحله غلطیدن را بدست نیاورده به توصیه "دوستان" و یا تحت تاثیر تبلیقات ماهواره ای از شهری مانند همدان به تهران می رود تا انرژی درمانی شود و در آنجا افراد زیادی شاید بیش از صد نفر تا چهارصد نفر را می بیند که هر یک به امیدی از جاهای مختلف به آنجا آمده اند و بعضا افرادی را که از تاثیر گرفتن از انرژی درمانی توسط آن آقا حرف می زنند . و می دید چگونه قبل از ورود به اطاق انرژی درمانی خانمی مبلغ 50000 تومان از آنها می گیرد و پس از ورود به اطاق یک دقیقه ( شما بگویید 5 دقیقه) بدون هیچ صحبتی به کودکشان"انرژی" داده می شود و خداحافظ خانواده های این افراد که پس از چند بار شل کردن سر کیسه متوجه می شوند که هنوز نتیجه ای عایدشان نشده سر خورده و سردرگم از مسيري كه بايد براي كمك به فرزندش طي می کردند علاوه بر زيان مادي چه بسا زماني طلائي را نيزاز دست داده و دستشان به جائی نیز بند نیست. و واقعا" جای بسی تاسف است سوء استفاده از احساسات و موقعیت بحرانی این خانواده ها که هر بار به اسمی چه بسا شیک و با گفتار هائی چه بسا ماورائی انجام می شود وروز به روز بر شیوع قارچ گونه این مدعیان اضافه می شود. ---------------------------------------------- مطالب مرتبط با موضوع در این وبلاگ ري کي در مرکز (وبلگ قبلی مرکز)
آقاي علي اکبري انرژي درماني و باقي قضايا (وبلاگ قبلی مرکز)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 دی1384ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط جلال جوادی
|
|
||